ثبت آگهی رایگان

جواني در شعر فارسی - بهادر یگانه

8 / 10
از 101 کاربر
مرجع : بازدید : 225
مطالب » شعر و ادبیات » اشعار متفرقه » یکشنبه 29 فروردین 1395 در 19 : 22
بر باد رفت در غم و حسرت جوانیمبی آرزو چه سود دگر زندگانیمموی سپید بر سر من تاخت ای دریغپیچید روزگار کفن بر جوانیمگاهی به سوی مسجد و گاهی به میکدهای عشق دربدر به کجا میکشانیمچون شمع در سکوت شبستان انزوابگداخت جان ز حسرت بی همزبانیمدر خاکپای دوست فکندم سر از غروراین است با فلک سبب سرگرانیمایکاش پای بند قفس بود جان منتا وا رهد دل از غم بی همزبانیماز زندگی ملولم و در خویشتن اسیرای مرگ همتی که ز خود وا ...
جواني در شعر فارسی - بهادر یگانه

جواني در شعر فارسی - بهادر یگانه

بر باد رفت در غم و حسرت جوانیم
بی آرزو چه سود دگر زندگانیم
موی سپید بر سر من تاخت ای دریغ
پیچید روزگار کفن بر جوانیم
گاهی به سوی مسجد و گاهی به میکده
ای عشق دربدر به کجا میکشانیم
چون شمع در سکوت شبستان انزوا
بگداخت جان ز حسرت بی همزبانیم
در خاکپای دوست فکندم سر از غرور
این است با فلک سبب سرگرانیم
ایکاش پای بند قفس بود جان من
تا وا رهد دل از غم بی همزبانیم
از زندگی ملولم و در خویشتن اسیر
ای مرگ همتی که ز خود وارهانیم
چون گردباد چند پیچم به پای خویش؟
ای روزگار از چه به سر میدوانیم
مانند لاله سر به بیابان نهد ز سوز
هر کس که بشنود غم سوز نهانیم

مطلبهای مرتبط

صبر در شعر فارسی

صبر در شعر فارسی

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست   چاره عشق احتمال شرط محبت وفاست مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست   گر بزند حاکمست ور بنوازد رواست گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست   ...
ژاله اصفهانی (مستانه سلطانی)

ژاله اصفهانی (مستانه سلطانی)

بشکفد بار دگر لاله رنگین مرادغنچه سرخ فرو بسته دل باز شودمن نگویم که بهاری که گذشت آید بازروزگاری که به سر آمده آغاز شودروزگار دگری هست و بهاران دگرشاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاترلیک هرگز نپسن ...
گلچین اشعار انوری

گلچین اشعار انوری

تا دل مسکین من در کار تست آرزوی جـــــان مـــن دیــــدار تسـت جــان و دل در کـــار تــــــو کـــردم فـــدا کــــار مـن ایـــن بــود دیگـــر کــــار تست با تـــو نتـــوان کــــرد دســـــت انــدر کمــر ...
حكيم عمر خيام نيشابوري

حكيم عمر خيام نيشابوري

افسوس كه نامه جواني طي شد و آن تازه بهار زندگاني دي شدوآن مرغطرب كه نام او بود شباب فرياد ندانم كي آمدوكي شد خیام   یک عمر به کودکی به استاد شدیمیک عمر زاستادی خود شاد شدیمافسوس ندانیم که ما را ...

دسته بندی مطالب

آمار سایت

نمایش همه
علاقه مندی ها ()